۱۳۹۱ اسفند ۱۹, شنبه

این دفعه که برای بار سوم فیلم «پله آخر» رو دیدم بی هوا یاد مراسم معروف «هاراکیری» (Harakiri) سامورایی ها افتادم. در آیین سامورایی ها هاراکیری یا مرگ- خودکشی- شرافتمندانه جایگاه ویژه ای داره. این آیین تا اونجا پیش رفته که مراسم خاصی را برای آن اجرا می کنن. مراسم اگه در هنگام صلح برگزار بشه حتما باید در حضور ناظرهایی باشه تا از صحت عمل اطمینان حاصل کنند. مانند یک مراسم مذهبی یک سامورایی باید قبل از «مرگ» حمام کنه، ردایی سفید بپوشه و حتی غذای مورد علاقه اش را بخوره. و در بعضی مواقع شعری نیز برای مرگ خود بگه- شعر مرگ. این نوع خودکشی برای کسب شرافت از دست رفته اتفاق می افته و درست در نقطه مقابل دیگر خودکشی ها قرار می گیرد.  

 بوسیله Tsukioka Yoshitoshi در حدود 1890
فیلم «پله آخر» برای من مراسم هاراکیریست با تمام جزییات. با دقتی بی همتا. انگار سالها سامورایی- خسرو- تمام زمان خود را هدر داده- با ساخت خانه های بد شکل- تا تنها لحظه مرگ خود را به درستی نمایش دهد. با تمام ریزه کاری ها. مردی که متوجه شده هیج وقت آن جور که زنش عاشق شده، عاشق نبوده و فقط با یک حس معمولی دست به ازدواج زده. خسرو برای من همان سامورایی هست که تمام زندگیش رو باخته، چه زنش چه کارش را. خسرو وقتی که میفهمد مرگش نزدیک است شروع  می کند کارهایی که دوست دارد رو انجام دادن. مثل اسکیت سواری. ولی تنها راه برای رهیدن از این زندگی بی مایه چیزی نیست جز مرگ شرافتمندانه، و ناظران مراسم چه کسانی بهتر از زنش و عاشق قدیمی همسرش. حتی اونجایی که سروده مرگ نه یک شعر خودنوشته که شعری است که از دهان «روح انگیز» خوانده می شود:
چه شود گر فکنی بر من مسکین نگهی     تو مهی بر آسمانی و منم خار رهی
                        

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر