جولین فالتر یکی از عکاسان بنام این روزهای دنیای عکاسیست و تا به امروز جوایز بسیار زیادی را از مسابقات معتبر دریافت کرده است، مانند جایزه برترین عکس سال از طرف موزه «فاخن توفر» اتریش.
باب پترسپن از مجله معتبر Art & Photo گپی با فالتر زده است درباره شیوه عکاسیش که بسیار خواندنیست.
ب: جولین بگو ببینم از کی عکاسی رو شروع کردی؟
ج: باب واقعیتش اینه که من اولا از عکاسی خوشم نمییومد. حتی متنفرم بودم ازش. همش هم تقصیر دادش بزرگم جری بود. یه دوربین پولوراید ۱۰۲ داغون داشت که از هر چیز مزخرفی عکس میگرفت. حتی یادم مییاد یه مجموعه داشت درباره شاشیدن سگها. باورت میشه! همون جا بود که به خودم گفتم پوز اون ابله رو باید بزنم تا بفهمه عکس چیه و به چه دردی میخوره.
ب: خب بعدش چی شد؟
ج: خب هیچی دیگه رفتم با سردبیر روزنامه Performance خوابیدم. حالا هم که اینجا هستم و دارم با تو حرف میزنم دیگه.
ب: پس چقدر کارت سخت بوده. ولش کن جولین این قسمت رو. بیا درباره کارت صحبت کنیم. تو کادر بندیات خیلی غیر معموله. هیچ وقت ما یه موضوع رو به طور کامل در عکسات نمیبینیم. از کجا به این فرم خاص رسیدی؟
ج: من راستش اونقدر به خود اشیا بها نمیدم تو عکسام. بیشتر برام رابطه بین اونها مهمه. مثلا شما فرض کن یه سیگار داری، اگه به تنهایی از این عکس بگیری چیز خاصی از توش در نمییاد. ولی اگه گوشه لب یه نفری باشه انوقت که معنیدار میشه. چون میفهمی که یه نفر دنیا و توصیههاش به تخمش هم نیست و میخواد زودتر از سرطان بمیره.
ب: خب درسته. ولی تو تقریبا تو بیشتر کارات حتی انسان رو هم به صورت کامل نمییاری.
ج: درسته. چون انسان تو کادر دوربین من ارزشی فراتر از بقیه اشیا نداره. مثل بقیه چیزها میمونه. همونقدر با ارزش همون قدر بیارزش. پس بخاطر همینه که انسان هم در عکسای من کامل نمایش داده نمیشه. چون فکر میکنم نقشی که مثلا یه کتاب میتونه داشته باشه تو عکس شاید انسان نداشته باشه. بهترین نمونه اینکارام رو تو عکسای جنگم میتونید ببینید. چون اونجاست که شما میتونید بفهمید تفنگ چقدر ارزشش بیشتر از انسانه.